12 روز ایستادگی؛ وقتی مردم، خط مقدم میشوند
جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، صرفاً یک مواجهه نظامی محدود نبود؛ بلکه صحنهای برای سنجش تابآوری اجتماعی و انسجام ملی به شمار میرفت. در روزهایی که دشمن با اتکا به محاسبات رسانهای و روانی وارد میدان شد، آنچه بیش از هر عامل دیگری مسیر تحولات را تغییر داد، وفاق آگاهانه مردم بود؛ وفاقی که در سکوت شکل گرفت اما اثر آن بلند و ماندگار شد.
پیش از آنکه تجهیزات و آرایشهای نظامی تعیینکننده باشند، این جامعه بود که نقش اصلی را ایفا کرد. جامعهای که اختلاف دیدگاه را انکار نمیکند، اما در بزنگاه تهدید، بر منافع کلان ملی اجماع میکند. این تمایز مهم، نشاندهنده بلوغ سیاسی و اجتماعی مردمی است که میان نقد داخلی و تقابل با دشمن خارجی، مرزی روشن قائلاند.
انسجام اجتماعی در این جنگ، در رفتارهای ملموس نمود پیدا کرد؛ در آرامش عمومی جامعه، در مسئولیتپذیری رسانهای مردم، در همدلی با آسیبدیدگان و در حمایت منطقی و هوشمندانه از مدافعان امنیت کشور. این جلوهها نشان داد که سرمایه اجتماعی، هنوز مهمترین پشتوانه امنیت ملی است.
دشمن بر شکافها حساب کرده بود؛ بر فشارهای اقتصادی، خستگیهای اجتماعی و اختلافنظرها. اما آنچه با آن مواجه شد، ملتی بود که در لحظه خطر، اختلاف سلیقه را کنار گذاشت و بر اشتراک سرنوشت تأکید کرد. همین همگرایی، مهمترین عامل ناکامی پروژههای فشار و ناامنی بود.
جنگ تحمیلی ۱۲روزه یک بار دیگر این حقیقت راهبردی را برجسته کرد که امنیت پایدار، تنها از مسیر قدرت نظامی عبور نمیکند؛ بلکه ریشه در اعتماد، همبستگی و احساس تعلق مردم دارد. هر جا مردم در کنار هم قرار گرفتهاند، تهدیدها کوتاه، کماثر و ناکام ماندهاند.
دستاورد اصلی این جنگ، نه صرفاً در خطوط درگیری، بلکه در تقویت یک پیام روشن نهفته است و آن اینکه تا زمانی که انسجام ملی حفظ شود و مردم خود را صاحبان این سرزمین بدانند، هیچ جنگی قادر به تحمیل اراده خود نخواهد بود.
انتهای پیام